تبليغاتX
تمرین نویسندگی -

تمرین نویسندگی

عشق تاب آوردن ابهامست

اینجا کسی نیست

کسی که با من از من بگوید

کسی که مرا به من نشان دهد

از زیبایی ام ترانه ای بسراید

در گیسوانم چنگ زند

       نغمه ای بنوازد

در چشمانم غرق شود

       ساحلی را جستجو کند

فریب هزاران وعده چشمانم را خورد

زانو زند و مرا الهه ای خواند

اینجا کسی نیست

      دزدی

      مستی

      خانه خرابی

تا در آغوشم خانه کند

گنجینه ام را به غارت برد

کسی هوس شکار نکرده است

دامی نمی گسترد

    دامی بی دانه

      بی حوصله

کسی یک شب

   تنها یک شب

زنی آرمیده در پیراهنی سپید

   با لب هایی سرخ

نمی خواهد

برای ساعتی

کسی فاحشه ای نمی خواهد

 

پی نوشت:چرا چشمانم را می دزدم،نگاه نمی کنم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت   توسط صحرا  |