تبليغاتX
تمرین نویسندگی -

تمرین نویسندگی

عشق تاب آوردن ابهامست

یکی یکی پرده ها را کنار می زنم

حجاب را پاره می کنم

به تمامی آشکار می شوم

می گذارم باد در میان پیراهنم بازی کند

آفتاب بر سرانگشتانم بوسه زند

شب با ستاره هایش در چشمانم رخنه کند

خوب مرا تماشا کن

من زنم

زنی را در خود کشف کرده ام

زنی که اغواگرانه پیش می رود

با نگاهی به پشت سر خویش

زنی که خود را می آراید

تا طرد نشود از سوی خویش

زنی که پنهان می شود در عریانی خویش

زنی که می ترسد از هوس های خویش

زنی که گناه می کند در خانه خویش

زنی که می جنگد برای بقای خویش

با لب های سرخ

با مشت هایی مردانه

زنی که می خواهد مرد باشد

آزاد از زن بودن خویش

 

پی نوشت:بالاخره به این نتیجه رسیدم که زنم هرچند هنوز قانع نشده ام !!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت   توسط صحرا  |