تبليغاتX
تمرین نویسندگی -

تمرین نویسندگی

عشق تاب آوردن ابهامست

دستان هنرمندی
ساز شکسته وجود را
ساز ناکوک هستی ام را کوک می کند
چنگ می زند تار و پودم را
تار می زند
نغمه ای بلند می شود
ناله ی خسته ای
هق هق شکسته ای
فریاد ناشنیده ای
خنده ی از نفس افتاده ای
سروری بلند می شود
صدایم می لرزد
کلمه هایم می رقصند
اوج می گیرند
زیر لب
آوازی بلند می شود

پ.ن: بی راهه راهیست باریک، راهیست تاریک که رهگذران تاب آن ندارند، پیشوایی باید.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/30ساعت   توسط صحرا  |